تبلیغات
جـــــانـــم فدای رهبــــــر - مطالب آذر 1394
جـــــانـــم فدای رهبــــــر
هم راز گل های پرپرم... سرباز گمنام رهبرم...
رهبر معظم انقلاب
دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است

بیچاره پاییز …
دستش نمک ندارد!
این همه باران به آدم ها می بخشد اما
همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند …
خودمانیم …
تقصیر خودش است؛

بلد نیست مثل «بهار» خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه
سال تحویلی را هدیه دهد!

سیاست «تابستان» را هم ندارد که
در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند …

بیچاره …
بخت و اقبالِ «زمستان» هم نصیبش نشده که
با تمام سردی و بی تفاوتی اش این همه خواهان داشته باشد!

او «پاییز» است رو راست و بخشنده!
ساده دل فکر می کند اگر تمام داشته هایش را
زیر پای آدم ها بریزد، روزی … جایی … لحظه ای …
از خوبی هایش یاد می کنند!
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را
به پای محبتش نمی گذارند …

عادت آدم ها همین است …!
یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان می رود که
تو رسم عاشقی را یادشان داده ای!

دست در دست معشوقه ای دیگر
پا بر روی برگ هایت می گذارند و می گذرند
تنها یادگاری که برایت می ماند …

«صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست» …!
ناراحت نباش پاییز!
این مردم سال هاست به هوای بارانی می گویند … خراب!

منبع:کلوب دانش آموزان وبلاگ نویس  http://cbsc.ir/
fu8363


  فدایی ســـــــــید علی    یکشنبه 29 آذر 1394    22:05

سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید:

این روزها شهدای زیادی رو پیدا میکنن و میارن ایران...
به نظرنتون کارخوبیه؟؟
کیا موافقن؟؟؟ کیامخالف؟؟؟؟
اکثر دانشجویان مخالف بودن!!!
بعضی ها میگفتن: کارناپسندیه....نباید بیارن...
بعضی ها میگفتن: ولمون نمیکنن ...گیر دادن به چهار تا استخوووون... ملت دیوونن!!"
بعضی ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفته!!!
تا اینکه استاد درس رو شروع کرد ولی خبری از برگه های امتحان جلسه ی قبل نبود...
همه ی سراغ برگه ها رو می گرفتند.....ولی استاد جواب نمیداد...
یکی از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگه هامون رو چیکارکردی؟؟؟ شما مسئول برگه های مابودی؟؟؟
استاد روی تخته ی کلاس نوشت: من مسئول برگه های شما هستم...
استاد گفت: من برگه هاتون رو گم کردم و نمیدونم کجا گذاشتم؟
همه ی دانشجویان شاکی شدن.
استاد گفت: چرا برگه هاتون رو میخواین؟
گفتند: چون واسشون زحمت کشیدیم، درس خوندیم، هزینه دادیم، زمان صرف کردیم... .
هر چی که دانشجویان میگفتند استاد روی تخته مینوشت... .
استاد گفت: برگه های شما رو توی کلاس بغلی گم کردم هرکی میتونه بره پیداشون کنه؟
یکی از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقه با برگه ها برگشت ...
استاد برگه ها رو گرفت و تیکه تیکه کرد.
صدای دانشجویان بلند شد.
استاد گفت: الان دیگه برگه هاتون رو نمیخواین! چون تیکه تیکه شدن!
دانشجویان گفتن: استاد برگه ها رو میچسبونیم.
برگه ها رو به دانشجویان داد و گفت:شما از یک برگه کاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش کردید تا پیداشون کردید،
پس چطور توقع دارید مادری که بچه اش رو با دستای خودش بزرگ کرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظره همین چهارتا استخونش نباشه!!؟؟
بچه اش رو میخواد، حتی اگه خاکستر شده باشه.

چند دقیقه همه جا سکوت حاکم شد!
و همه ازحرفی که زده بودن پشیمون شدن!!
تنها کسی که موافق بود ....
فرزند شهیدی بود که سالها منتظر باباش بود.



شهدا شرمنده ایم

افسران - چشم به راه استخوان 'نظر سنجی از "دانشجویان(مط

 

 



  فدایی ســـــــــید علی    یکشنبه 22 آذر 1394    18:36

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
شهادت امام هشتم بر شما تسلیت باد...



  فدایی ســـــــــید علی    جمعه 20 آذر 1394    22:15

افسران - هیچکس مثل تو بی زوار نیست ؛ یا امام حسن علیه السلام ...



  فدایی ســـــــــید علی    پنجشنبه 19 آذر 1394    12:21

روزی که ارتش بعثی با تمام قوا به خرمشهر حمله کرد اولین کسانی که جلوی ارتش تا به دندان مسلح صدام ایستادند شهید جهان آرا و همرزمانش نبودند، بلکه تفنگداران نیروی دریایی ارتش بودند.

عیب ما همینجاست که فکر می کنیم جبهه و دفاع مقدس فقط مخصوص بسیجی ها و سپاهی ها بوده (هرچند که نمیشه از رشادت هاشون چشم پوشی کرد) و کمتر از رشادت های نیروهای ارتش حرف می زنیم.

فرماندهان نیروی دریایی ارتش با اینکه می دونستند سقوط خرمشهر حتمی هست به دو گروه تقسیم شدند تا یک گروه ورود دشمن روبه تاخیر بندازه و گروه دوم مردم رو از شهر دور کنه.

تفنگداران نیروی دریایی، اولین مدافعین خرمشهر

 

بعد که عملیات تخلیهء مردم شهر تمام شد، هر دو دسته تفنگدارهای نیروی دریایی ارتش یکی شدن و در مقابل عراقی ها دفاع جانانه ای کردن. تا اونجایی که همه اون ها شهید شدند و امروز کسی ازشون یاد نمی کنه.

همین نیروی دریایی ارتش بود که با رشادت های خودش تونست در همون روزهای ابتدایی دفاع مقدس بیش از 80 درصد ناوگان دریایی عراق رو نابود کنه تا جایی که عراق تا پایان جنگ نتونست نیروی دریایی خودش رو سامان بده.

ناخدای انقلاب : این تسلط دریایی، این حضور راهبردی برای نیروهای دریایی و ناوگان‌های دریایی ما، پیام آور عزت و بیداری ملت‌هاست.

پ,ن :  نیروی دریایی چون نگینی درخشنده بر عرشه ی کشتی افتخار و صلابت است.

منبع:معبر سایبری فندرسک   http://sayberi174.persianblog.ir/

 

 

 



  فدایی ســـــــــید علی    شنبه 7 آذر 1394    14:58

بسیجی مـعــنـی صــبــر و قـناعت
بسیجی مکتــبـش نــور و شــهادت
بسیجی اسوه اش چمران و همت
بسـیـجــی معنی ایثـار و غــیرت
بسیجی شور و عشق است و رشادت
بسیجی رهـــسپار اســت با ولایت



  فدایی ســـــــــید علی    دوشنبه 2 آذر 1394    21:11

لوگوی دوستان
لینک دوستان

تمامی حقوق این وبلاگ برای جـــــانـــم فدای رهبــــــر محفوظ است.